|
|
|
|
|
فکر می کنم سال 1375یا76 بود؛ زمانی که «مجید اخشابی» به اندازه ی الان معروف نبود.اون زمان، این خواننده بیشتر به عنوان یه نوازنده ی سنتور مطرح بود وماتو شناسنامه ی خیلی از نوار کاست ها اسمشو به عنوان نوازنده ی سنتور دیده بودیم.تا اینکه یواش یواش چند تا کار با صداش از صدا و سیما پخش شد.این چند تا کار هرچند نشون داد که «مجید اخشابی» ظرفیت های یه خواننده ی خوب رو داره با این وجود شهرتی رو واسه اون در پی نداشت.تا اینکه چند سال بعد «مجید اخشابی»، ترانه ی تیتراژ یه سریال تلویزیونی که در ایام رمضان پخش می شد رو خوند؛ *می گن فرشته ،روزه شو با گریه افطار می کنه *فرشته میدونه که نور، ظلمتوبیدارمیکنه این بیت، و بقیه ابیات این ترانه خیلی زود سرزبونا افتاد و به زمزمه ی مردم تبدیل شد. شعر این ترانه از«علی معلم»بود و فکر می کنم کار آهنگسازی این ترانه رو هم خود «مجید اخشابی» انجام داده بود. از اون به بعد بود که «مجیداخشابی » وجناب «معلم» همکاریشون ادامه پیدا کرد و ما عادت کردیم که هر سال حداقل یه سریال رو تو ماه رمضان با شعر«معلم» و صدای"مجید اخشابی" به پایان ببریم.در هر صورت«مجید اخشابی» ، خواننده ای معروف والبته محبوب شده ؛خواننده ای که با بازسازی ملودیهای محلی آغاز کرد و به تدریج،به مقبولیتی کشوری دست پیدا کرد... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 12:23 توسط پریسا
|
|
||